پرش به محتوا
دانش حکمرانی ایرانی: میراث فرهنگی ناملموسی که نزد خاندان پادشاهی است و باید از آن بهره برد.
مقدمه
ایران، با تمدنی چند هزارساله، نه تنها دارای آثار باستانی و ملموس است که میراث فرهنگی جهان را شکل داده، بلکه از منظر میراث فرهنگی غیرمادی یا ناملموس نیز غنی و پیچیده است. یکی از مهمترین اجزای این میراث فرهنگی ناملموس، «دانش حکمرانی» است که از دوران ایلامیان باستان تا عصر پهلوی تداوم یافته است. این دانش حکمرانی، که در متون دینی، ادبی، تاریخی و آئینی ایرانیان منعکس شده، ترکیبی از خرد جمعی، اخلاق، عدالت و هنر مدیریت سیاسی اس
در واقع، نیاکان ما در طی هزاران سال از طریق مطالعه، هم اندیشی و تجربه توانسته اند به دستاوردهای مهمی در حوزه مدیریت سیاسی داخلی و جهانی برسند که ما آنرا با عنوان سامانه پادشاهی می شناسیم. سامانه مدیریتی سیاسی پادشاهی هر زمان که به اوج خلاقیت خود رسیده است خاستگاه خدمات و اثرات چشمگیر و باشکوهی در ایران و جهان گردیده است. این سامانه مدیریتی ایرانی در حالی بسیار کارآمد بود و در ایران و جهان به خوبی در حال ایفای نقش بود به دلیل رقابتهای بین المللی در سال 1357 خورشیدی از ایران کنار گذاشته شد و تمدن ایران ناگزیر تن به سامانه ای به نام جمهوریت داد که از لحاظ تاریخی و تمدنی هیچ تجربه ای در آن نداشت، و طبیعی به نظر می رسید که به شکستی مفتضحانه در حوزه تمدنی ایران تبدیل شود. در واقع، ما در سال 1357 مهمترین میراث فرهنگی ناملموس خود یا تجربه های تاریخی به روز رسانی شده خود را کنار گذاشتیم و به سراغ کاری رفتیم که نسبت بدآن آگاه نیستیم.
میراث فرهنگی ناملموس و اهمیت آن
میراث فرهنگی ناملموس، به مفاهیمی اطلاق میشود که در ذهن، رفتار و سنتهای مردم جریان دارد و قابل لمس فیزیکی نیست. یونسکو پنج حوزه اصلی برای آن تعریف کرده است: سنتها و بیانهای شفاهی، هنرهای اجرایی، آداب و رسوم اجتماعی، دانش و رسوم مرتبط با طبیعت، و مهارتهای سنتی در صنایع دستی1. در ایران، بسیاری از این حوزههای اندیشه با دانش حکمرانی پادشاهی درهم تنیده شدهاند؛ بهعنوان مثال، آیینهای مشاوره با بزرگان، اصول تصمیمگیری، احترام به خرد جمعی، عدالت، ایده آبادانی، حفاظت از جامعه و محیط زیست، هنر فاخر، داستانها، ضرب المثل ها و درکل ادبیات شفاهی، پوشاک و خوراک، و حتی سبک و روش زندگی همه نشاندهنده ابعاد ناملموس حکمرانی ایرانی هستند. در واقع، میراث ناملموس و در صدر آن میراث مدیریت پادشاهی هسته نرم افزاری و موتور محرک فرهنگ ملت ایران و جهان است که بدون آن، سخت افزار فرهنگی ایرانی که ما آنرا با عنوان دولت-ملت ایران می شناسیم قادر به رسیدن به سطح بالایی از مدیریت داخلی و خارجی و در نتیجه شکوفا شدن نیست.
دانش حکمرانی ایرانی ریشه در آموزههای زرتشتی، آموزه های درباری، تجارب تاریخی، متون ادبی از جمله شاهنامه فردوسی و متون اندرزنامهای پیش و پس از اسلام دارد. مفاهیمی مانند اشا (قانون راستی و نظم)، فرّه ایزدی (مشروعیت اخلاقی پادشاه) و عدالت اجتماعی، [نیرومندی و آبادانی] اصول بنیادی این دانش را تشکیل میدهند2. این دانش علاوه بر جنبههای اخلاقی، شامل اصول عملی مدیریت سرزمین، درآمد و منابع، اداره روابط بیناقوام و حفظ وحدت فرهنگی نیز بوده است. نکته مهم این است که این دانش، از طریق سنتهای شفاهی و آموزشهای رسمی به نسلهای بعد منتقل شده و جزئی از میراث فرهنگی ناملموس ایران به شمار میآید.
ارتباط دانش حکمرانی و آثار ملموس تاریخی
آثار باستانی ایران، مانند تخت جمشید، شوش و میدان نقش جهان، نه تنها شاهکارهای معماری میراث فرهنگی ملموس ایران هستند، بلکه بازتاب عینی مهمترین میراث ناملموس ایرانی یعنی دانش حکمرانی ایرانی محسوب میشوند. برای نمونه، تخت جمشید با ساختار منظم کاخها، پلکانها و ستونها، تجلی نظم و وحدت سیاسی هخامنشیان است3. شوش، مرکز اداری و اقتصادی ایلام باستان و سپس هخامنشی، نشاندهنده پیوستگی قدرت، دین [باور ملی] و اقتصاد رقابتی در مدیریت سرزمینی بود4. میدان نقش جهان اصفهان، در دوره صفوی، نمونهای از وحدت دین، هنر و حکومت است که اصول حکمرانی ایرانی را در قالب شهری ملموس نمایش میدهد5
اصلاحات در دانش حکمرانی ایرانی
دولت-ملت تاریخی ایران بعنوان یک واحد فرهنگی-سیاسی-اقتصادی پویا در طول تاریخ بارها در شیوه مدیریت خود بازنگری و اصلاحات انجام داده است. انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۵–۱۲۸۷ خورشیدی) تلاشی بود برای اصلاح و مدرنسازی دانش حکمرانی ایرانی. این اصلاحات شامل تدوین قوانین جدید، محدود کردن قدرت مطلقه شاه، نفوذ و دخالت دین سالاران و ایجاد مجلس بهعنوان نهاد مشورتی و قانونگذار بود. اصلاحات مشروطه نشان داد که دانش حکمرانی ایرانی قابلیت تلفیق با اصول مدرن حقوقی و سیاسی را دارد و میتواند پایهای برای توسعه دولت قانونمند باشد6
در دوره پهلوی این اصلاحات ادامه یافت. دانش حکمرانی ایرانی با اصول مدرن و غربی تلفیق شد. این دوره شاهد توسعه نهادهای دولتی، بهبود نظام اداری، آموزش مدرن و برنامهریزی اقتصادی بود. بسیاری از پروژههای شهری و صنعتی، علاوه بر اهداف اقتصادی، بازتاب تجسم دانش حکمرانی سنتی ایرانی در قالب مدرن بودند7. این فرآیند نشان داد که میراث فرهنگی ناملموس حکمرانی میتواند با اصول مدرن مدیریت و سیاستگذاری ترکیب شود و تحولی مداوم در ساختار حکمرانی ایجاد کند، آنچنان که در دوره پهلوی ظرف نیم قرن ایران را از حضیض ذلت با جایگاهی رساند که در حوزه های مختلف با کشورهای تراز اول رقابت مدیریتی کند.
در سنت حکمرانی خاندان پهلوی، بهویژه در دوران شهبانو فرح پهلوی و با تداوم در اندیشه و عملکرد شاهزاده رضا پهلوی، میتوان نوعی «دانش حکمرانی» را به مثابه میراث فرهنگی ناملموس ایران شناسایی کرد. این دانش در شکل مجموعهای از نگرشها، مهارتهای مدیریتی، و الگوهای رفتاری در عرصه سیاستگذاری و توسعه نمود یافته است. میراث مذکور در دوران پهلوی دوم از طریق نهادسازی، برنامهریزی ملی، و اتکاء به بدنهای از تکنوکراتها و مدیران متخصص به بار نشست؛ افرادی که با تلفیق علم و تجربه، اصول نوین اداره دولت، توسعه پایدار، و مدیریت فرهنگی را در ساختار حکمرانی ایران نهادینه کردند. شهبانو فرح پهلوی با تأکید بر فرهنگ، هنر و آموزش، این دانش را به حوزه فرهنگی و اجتماعی نیز بسط داد و بدینسان پیوندی میان حکمرانی مدرن و هویت ایرانی برقرار ساخت. در دوران معاصر نیز شاهزاده رضا پهلوی، با تأکید بر ضرورت بازسازی نهادهای دموکراتیک و بهرهگیری از تجارب گذشته، این سنت فکری را در عرصه گفتمان سیاسی و ملی استمرار بخشیده است. بدینسان، دانش حکمرانی خاندان پهلوی را میتوان میراثی ناملموس دانست که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و بخشی از حافظه فرهنگی و مدیریتی ایران معاصر را شکل داده است. در نتیجه، ملت ایران باید این فرصت را مغتنم بشمرد و از میراث فرهنگی ناملموس و حافظه تاریخی خود در حوزه حکمرانی که در نزد خاندان پهلوی است استفاده کند. به عبارت دیگر، سامانه ناکارآمد و تباه جمهوری اسلامی را کنار زند و سامانه پادشاهی را با همکاری شاهزاده رضا پهلوی به ایران برگرداند تا در مسیر درست تاریخی قرار گیرد و دچار یک جمهوری آزمایشی و بی تجربه دیگر نگردد. زیرا، زمان تنگ است، شهبانو، شاهزاده و تکنوکراتهای باتجربه پیرامون آنها تا ابد وجود نخواهند داشت.
جمهوریت و فقدان دانش حکمرانی
با شکلگیری جمهوری در ایران، یکی از چالشها فقدان تداوم تاریخی دانش حکمرانی ایرانی بود. برخلاف بلوک غرب که سیستمهای جمهوری با سابقه و تجربه چندین قرن توسعه یافتهاند، تجربه جمهوری در ایران هنوز نتوانسته است همان انسجام و انتقال دانش حکمرانی را ایجاد کند8. این امر نشان میدهد که آگاهی تاریخی نسبت به حکمرانی بعنوان میراث فرهنگی ناملموس در پایداری نظامهای حکمرانی نقش کلیدی دارد. در حقیقت، کنار گذاشتن ناگهانی یک سامانه مدیریتی تاریخی کارآمد مانند پادشاهی در ایران با یاری رقبای بیگانه همانند کنار گذاشتن مغز متفکر از کالبد یک انسان است که باید امورات خود را بدون آگاهی، خرد و تعامل با دیگران بگذراند و وارد چرخه ای از بی تجربگی، آزمون و خطای تاریخی و بی پایان گردد که سرانجامی جز تباهی ندارد.
نتیجهگیری
دانش حکمرانی ایرانی در قالب سامانه پادشاهی، بعنوان میراث فرهنگی ناملموس در طول تاریخ منشأ آثار و خدمات بزرگ و شگرفی شده است. اصلاحات مشروطه و مدرنیزاسیون پهلوی نشان میدهد که این دانش قابلیت تلفیق با اصول مدرن را دارد و میتواند مسیر توسعه سیاسی و اجتماعی کشور را هدایت کند. این سامانه در مقایسه با سامانه جمهوریت در ایران که دچار فقدان تداوم و انتقال دانش حکمرانی است کارآمدتر و موفق تر عمل نموده است. در نهایت، شناخت و بازشناسی میراث فرهنگی ناملموس و دانش حکمرانی ایرانی نه تنها به حفظ هویت تاریخی کمک میکند، بلکه میتواند راهنمایی برای توسعه پایدار حکمرانی در آینده باشد. دانش و تجربه حکمرانی ایرانی هم اکنون در نزد خاندان پهلوی و تکنوکراتهای وابسته به آنها است. این هسته حکمرانی باید به ایران انتقال یابد و در رأس امور قرار گیرد و به سمت قاعده حرم ملت ایران توسعه یابد تا موجبات پیشرفت و شکوفایی ملت ایران فراهم گردد.
-
UNESCO, Intangible Cultural Heritage, https://ich.unesco.org/en/what-is-intangible-heritage-00003.
-
فردوسی، حکیم. شاهنامه، تهران: انتشارات علمی، ۱۳۸۰.
-
بونفیل، ر. H. Persian Art and Architecture, London: Thames & Hudson, 1997.
-
شایگان، داریوش. ایران: فرهنگ و تمدن، تهران: نشر نی، ۱۳۷۹.
-
فلورانس، وی. Isfahan: City of Persians, New York: Rizzoli, 2002.
-
زرینکوب، عبدالحسین. تاریخ مشروطه ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۵.
-
Cronin, Stephanie. Modernization and Monarchy in Iran, Cambridge University Press, 2003.
-
Keddie, Nikki R. Modern Iran: Roots and Results of Revolution, Yale University Press, 2006.