بررسی رویکرد روسوفیلی در خودارجاعی رسانه ای درجهت خود انکاری منابع ملی ایران

 از خوشتاریا تا میدان گازی چالوس

مقدمه

نفت و گاز شمال ایران یکی از ابهامات سیاسی و علمی  تاریخ معاصر بوده است که از دوران ناصرالدین شاه قاجار تا کنون محل نزاع های سیاسی و دیپلماتیک واقع شده و در برخی فواصل با صف آرایی های نظامی توام با تلفات انسانی نیز هم همراه بوده است.  در این میان تاثیر روان شناختی و جامعه شناختی جریان روسوفیل ها یا روس دوست ها چه در دوران تزاری و چه در دوران کمونیستی، از یک سو، و تاثیر آنگلوفوبیا یا انگلیس هراسی از سوی دیگر بیشتر امتیازات و قراردادهای بین المللی ایران را تحت تاثیر قرار داده بودند. کمتر امتیازی فی ما بین ایرانیان و دول خارجی منعقد گردیده است که تحت تاثیر روانی چنین برداشتی از همسایه مقتدر شمالی و امپراتوری بریتانیا نبوده باشد، به نحوی که حتی تاریخ نگری و تاریخ نگاری ایرانیان و حتی سبک ادبیاتی و نگاه هنری نیز آکنده از مفاهیم برآمده از چهار نگرش روسوفیلی، روسوفوبیا، آنگلوفیلی و آنگلوفوبیا بوده است. تاریخ نگری ایرانیان در علم تاریخ مبتنی بر این چهار قسم نگرش که منجر به ایجاد موج سوم هم شده بود؛ یعنی امریکا، امروز نیز نگاه پژوهشگرانه و دیپلماتیک در صنعت نفت را نیز دچار گمراهی کرده است.

 امتیاز خوشتاریا، استخراج نفت خوریان سمنان، تصرف آذربایجان به دست ارتش سرخ شوروی و تشکیل هفت خواهران نفتی و سپس حضور استراتژیک روسیه و چین در پروژه های ایران بمانند میدان گازی چالوس، جملگی با چند واژه مبهم و غیرشفاف روبر هستند که به  استخراج نفت و گاز شمال ایران مرتبط می باشند و برداشت ها و نتیجه گیری های برآمده از سوی مورخان معاصر، جملگی بر این تاثیرات استوار بوده اند. در این نوشته دو موضوع پیگیری می شود که یکی در ارتباط با تاریخ نگری مورخان و تحلیل گران سنتی ایران در قبال قراردادهای استعماری نظیر امتیاز خوشتاریا است و دیگری مبحث خودانکاری و خودارجاعی رسانه ای جمهوری اسلامی در خصوص منابع و منافع ملی در شمال ایران در راستای نگاه روسوفیلی حاکمیت  است.

امتیاز خوشتاریا سرآغاز غائله نفت شمال

نخستین مبحث که باید مد نظر قرار داد نگرش و تاریخنگری ایرانیان در خصوص تاریخ معاصر است.  پاردایم قالب بر جریان تاریخ نگری معاصر نمایش چهره استعمارگونه امتیازها و قراردادهای بین المللی و احجاف دول ابرقدرت غربی در حق منابع و منافع ایران بوده است.   از سویی تاریخ نگری ایرانیان رجال ایرانی را یا خائن و سرپسرده معرفی می کنند یا آنان را قهرمانانی غیرقبال نکوهش جلوه می دهند. بیان مطلق این مطلب که رجال سیاسی ایران آن دوران   فاقد شایستگی و تدبیر بایسته بوده اند  و از طرفی دول غربی همواره و یکپارچه  کارشکنی در تعهد را در پیش گرفته و یا نقض تعهد کرده بودند نیز صحیح نیست.  در خوانش روایت های مهم تاریخی ما به نوعی وانمودی به  مظلومیت را در تاریخ نگری ایران معاصرو در متون تاریخی و ادبی خود عرضه کرده ایم که این رویکرد، به خصوص در تعامل با دنیای غرب پررنگ می شود و این خوانش و درک از وقایع گذشته بعضاً بدون بررسی منابع و رفرنس های غیرایرانی همراه بوده است و  یا عامدا برخی منابع لاتین در نظر گرفته نشده اند.

یکی از کشورهایی که بیش از دیگران  از قراردادهای نفتی ایران متضرر شده است و تاریخ نگری ایرانی و ضد امپریالیستی و ضدغربی رایج معاصر، به آن لقب جرثومه فساد یا منشا و خاستگاه فساد و حتی به سبک کلیله و دمنه به آن نام روبه مکاره داده است، انگلستان است. با بررسی اسناد، رجال سیاسی در تقابل با دولت انگلستان یا امپراتوری بریتانیا درقرادادهای فی ما بین دو کشور،  نه تنها نام انگلستان تداعی کننده این چهره مکار و زیرک نیست که بعضاً هم تداعی کننده عکس آن است،.  از آن جمله قراردادهایی که مصداق این مفهوم است، قرارداد خوشتاریا است، قراردادی که سرآغاز غائله نفت در شمال ایران بود. در 1313.ق/ بهمن 1274 طبق فرمانی با امضای ناصرالدین شاه اجازه استخراج نفت در محال ثلاثه تنکابن، کجور و کلارستاق مازندران به محمدولی‌خان تنکابنی، سپهدار اعظم واگذار شد. (موحد، 1396، ص 56)

قرارداد نفت خوشتاریا در تاریخ 12 مارچ 1916 بین آکاکی خوشتاریا و سپهسالار اعظم در خصوص استخراج نفت شمال با شش بند  منعقد  شد و قرار بر این شد که ( نصیری مقدم، ، 1374، ص 185،186) و به دلیل سقوط روسیه تزاری و شروع جنگ جهانی و دوران فطرت مجلس سوم ایران  این قرارداد با مشکلات حقوقی بسیاری روبرو شد. (  حسن نیا،1389، 371،372)،  از جمله فاقد اعتبار دانستن این قرارداد به دلیل تصویب نشدن آن توسط مجلس که در آن زمان در دولت مهاجرین مشغول جنگ با دول متفق در کرمانشاه و غرب ایران بودند.

با روی کار آمدن دولت کمونیستی شوروی و القای تمام قراردادهای استعماری روسیه از سوی روس های سرخ، این قرارداد مشروعیت و قانونی بودن خود را بیش از پیش از دست داد. صماصم السلطنه، نخستوزیر وقت ، قویاً با واگذاری این امتیاز به خوشتاریا مخالفت کرده و وجاهت کلی آن را فاقد اعتبار قانونی دانست و وزارت فواید عامه و فلاحت رسماً این امتیاز را بدون ارجاع و کسب تکلیف از مجلس فاقد اعتبار دانسته و به مردم اطلاع داده بود. (گرگانی، 1326، ص 16) آکاکی خوشتاریا که وضعیت قانونی قرارداد فوق را بحرانی دید، تصمیم گرفت این قرارداد را در اروپا به فروش .خرید این قرارداد برای انگلستان و شرکت نفتی ایران-انگلیس یک دردسر تازه بود  که در نهایت به شکست طرف انگلیسی منجر شد. تدبیر دولت مردان وقت مانند میزراحسن خان مشیرالدوله و مذاکرات دیپلماتیک آن ها در تقابل با شرکت های نفتی غربی و دول قدرتمند فاتح جنگ جهانی اول کم از اهمیت ملی شدن صنعت نفت نداشت اما غائله نفت در ایران همواره پیچیده تر از سایر کشورها بوده است.   در خصوص امتیاز خوشتاریا، رجال قاجاری همواره سعی داشتند امتیازی که ناصرالدین شاه به سردار تنکابنی واگذار کرده بود و او، یعنی سپهدار اعظم به خوشتاریا فروخته بود را فاقد اعتبار بدانند چراکه معتقد بودند مجلس آن را تایید و تصویب نکرده بود و واگذاری این امتیاز غیر رسمی است. ( حسن نیا، ، 1389، ص 370) اما در اسناد وزارت خارجه و بخصوص  در سند 34  شماره در تاریخ هفتم جمادی الاول سال 1334 با موضوع قرارداد سپهسالار با خوشتاریا در مورد استخراج نفت شمال آمده است کلیه امتیازات و تعهدات این قرارداد را مسیو خشتاریا، می تواند به شخص ثالث یا تجارتخانه و کمپانی کلاً و جزواً واگذار نماید، مشروط بر اینکه قائم مقام مشارالیه به توافق تعهدات این قرارداد رفتار نماید.  لازم به یادآوری است که این قرارداد با سربرگ و نشان وزارت خارجه ایران منعقد گردیده است.   ( نصیری مقدم، ، 1374، ص 188)

تاثیر لغو این قرارداد از سوی دولتمردان ایرانی تاثیر منفی بر سرمایه گذاری های بین المللی آتی در این منطقه داشت. به نحوی که شرکت نفتی آمیرانین در سال 1936 تصمیم گرفت امتیاز استخارج نفت در مناطق شمالی و شرقی و جنوب شرقی ایران را به دست آورد. اما با اعتراض شرکت نفت ایران انگلیس با اشاره و یادآوری به امتیاز خوشتاریا که پیش از این توسط دولت ایران لغو شده بود، شرکت آمیرانین دو سال بعد یعنی در سال 1938 تحقیقات گسترده ای در خصوص نفت شما  انجام داد و از دیدگاه حقوقی و تحقیقات تاریخی ای  که در مورد امتیاز خوشتاریا انجام داده بود، از این امتیاز صرف نظر کرد و در همین دوران بیشتر سرمایه گذاری به سمت عربستان سعودی سوق پیدا کرد. ( واسیلیف، 1358، ص 17)

تاثیر تاریخ نگری غرب ستیزانه بر صنعت نفت

پرسشی که در این میان پیش می آید این است که آیا اساساً استخراج نفت و گاز توسط دولت های غربی که در آن دوران کشور ایران کوچکترین بهره علمی و عملی در هیچ زمینه صنعتی ای نداشت، می بایست یک رخداد غم انگیز و استعماری تلقی گردد؟ دیدگاه رایج در خصوص بیشتر قراردادهای فی ما بین ایران و دول غربی ،از ریل آهن تا استخراج نفت را یک امر استعماری و تحمیلی می شناسند. این پرسش در ذهن بسیاری از محققان وجود دارد که اگر دول غربی نظیر امریکا و انگلستان استخراج نفت را به دست نمی آوردند کدام دولت مسلمان و توسعه یافته شرقی با کدام نیروی متخصص داخلی قادر به انجام این مهم بود؟ این در صورتی است که اگر به دلایل و دفاعیات مورخان و روشنفکران کنونی  که هنوز در پاردایم های سنتی به سر می برند نگاهی گذرا داشته باشیم انواع و اقسام مقالات تخصصی و پیچیده ای را خواهید یافت که واقعا موضوع نفت را در قبال غرب به غائله نفت تبدیل کرده اند. یک مفهوم ساده که در کشورهایی در حوالی ایران، یعنی حاشیه خلیج فارس، به سهولت منجر به توسعه شد و در قرن کنونی نه تنها آنان صاحب صنعت نفت خود هستند، بلکه نسبت به ایران ، این حجم از پیچ و خمی که مردم ایران در گذرگاه تاریخ رنج آن را به دوش کشیده اند، را برای مردمان خود   بوجود نیاوردند و دستاوردهای  قابل توجه ای نیز به همراه داشته اند .از سویی کشورهای عربی که نوک پیکان انتقاد و بعضاً تسمخر ملی گرایی سنتی ایرانی است، توانسته اند همسو با دنیای غربی و دانش ایشان به توسعه صنایع جانبی دیگری نظیر صنعت هوانوردی و شرکت های بزرگ صنعتی و تجاری در سطح بین المللی و در رقابت با شرکت های غربی ایجاد کنند.   در آسیب شناسی روشنفکری و ملی گرایی سنتی در ایران باید به مفاهیمی مانند خودکفایی صنعتی و اقتصادی، تولید ملی، ملی سازی و کوتاه  کردن دست بیگانگان از ایران و بسیاری دیگر از این دست دیدگاه های رایج که به شعارها و دکترین غیرقابل نقدی بدل شده اند، اشاره کرد که این مفاهیم در نوع خود و در نهایت منجر به انزوای ایران کنونی و از دست رفتن منابع و منافع به همین دلیل روسیه که امروز درگیر جنگ با اوکراین شده است و از صادرات گاز خود به عنوان اهرم فشاری علیه اروپا استفاده می کند، با استخراج و صادرات گاز موجود این میدان گازی طبیعتاً مخالف است. نرسی قربان، کارشناس حوزه اقتصاد انرژی، برآورد سرمایه گذاری لازم جهت استخراج گاز این میدان گازی را دست کم 7 تا 8 میلیارد دلار سرمایه گذاری مطرح کرده است که نیازمند سرمایه گذاری بین المللی است و روسیه در بحث صادرات گاز به اروپا تمایلی به داشتن یک رقیب ندارد و اجازه نمی دهد که گاز ایران به اروپا صادر شود. ( ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ www.saat24.news/news/561481)

 با چنین منظرهای سیاسی رایج در میان سران جمهوری اسلامی ایران و پدیده علمی مهاجرت نفت و همچنین پایان دوران هژمونی ما شاهد از بین رفتن منابع و منافع ملی خواهیم بود.

کتاب های فارسی:

موحد، محمدعلی 1396، نفت ما و مسائل حقوقی آن، تهران، انتشارات خوارزمی

نصیری مقدم، محمدنادر 1374، گزیده اسناد دریای خزر و مناطق شمالی ایران در جنگ جهانی اول، تهران، واحد نشر اسناد دفتر سیاسی و بین المللی

گرگانی، منشور 1326، سیاست دولت شوروی در ایران، جلد 1، تهران، چاپخانه مظاهری

واسیلیف، آلکسی، 1358، مشعل های خلیج فارس، ترجمه سیروس ایزدی، شرکت سهامی کتاب های جیبی، تهران.

مقالات فارسی

حسن نیا، محمد 1398، اسنادی از امتیاز نفت خوشتاریا در راستای نفت شمال، پیام بهارستان، د2، س 2، ش 7

کتاب های لاتین

Citino, Nathan J. From Arab Nationalism to OPEC, second edition, 2002.

منابع اینترنتی

خبرگزاری مهر، میدان گازی کشف‌شده‌ای در منطقه چالوس وجود ندارد، ۱ آذر ۱۴۰۰

Simon Watkins, Iran’s Huge Caspian Gas Find Is A Geopolitical Gamechanger, Aug 19, 2021.

ساعت 24، میدان گازی چالوس در دریای خزر تله است، 15 شهریور 1400

← بازگشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *